السيد محمد حسين الطهراني
144
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
تقريباً هيچ نميدانست . و ديگرچه جاى توقّع بود كه مشتغلان به حكمت و ادب ، انديشههاى آراسته و تزيين كرده و حقّ و باطل بهم آميخته فرنگ را واگذارند ، و دل به چند رأى مشوّش و ادب خشك ببندند ؟ ! آن ، نه توطئه تاريخ بود ، نه مقتضاى وجود موهومى بنام غرب ؛ بلكه لازمه رويارويى توانمندان و ناتوانان بود . « 1 » پاسخ گفتار مقاله بسط و قبض ، گفتار مؤلّف كتاب « راه طىّ شده » است پاسخِ اين گفتار ، عين مطلبى است كه : آقاى مهندس مهدى بازرگان در كتاب « راه طىّ شده » آوردهاند . ايشان ميگويند : مطلبى كه در اينجا در حاشيه مبحث اصلى پيش ميآيد ، و خود موضوع قابل مطالعه جداگانه ايست ، تأثير خصوصيّات مذهب مسيح در طرز فكر و طرز انتقاد مخالفينِ امروزى مذاهب در دنيا مىباشد . البتّه اغلب انتشاراتى كه در كشور ما عليه اديان ديده مىشود و جنبه جدّى علمى دارد ، ترجمه مستقيم يا اقتباس غير مستقيم از نوشتههاى اروپائيان است . اگر دقّت كرده باشيد ، در اين انتقادها چه بطور صريح و چه تلويحاً نظر به ديانت و به روحانيّون مسيحى مىباشد . انتقاد كنندگان غالباً به همانجا متوقّف شدهاند . بعضى ديگر از آنها ابداً اطّلاع از اسلام نداشته ، يا نخواستهاند آن را به حساب بياورند . و بعضى ديگر توجّه ضعيف به آن كردهاند ، بطوريكه در عالم مطلق تحقيق اين مطالعات و انتقادات كاملًا ناقص و نارسا هستند . البتّه ما مسلمين حضرت عيسى عليه السّلام و تعليمات او را از جانب
--> ( 1 ) مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت ، « كيهان فرهنگى » شماره 50 ، ارديبهشت ماه 1367 ، شماره 2 ، ص 17 ، ستون دوّم